Search

در حال بارگیری...

Blog Archive

Blog Archive

About Me

عکس من
ب.زهری (ب.تکرار)
هر چه بیشتر فکر می کنم علاقه ام به مرگ بیشتر می شود...
مشاهده نمايه کامل من

دنبال كننده ها

چهارشنبه ۲۳ دسامبر ۲۰۰۹

سرما



یادش بخیر
به آن روز ها که فکر می کنم
خیابان ها تا صبح پر بود

و زمزمه ی آزادی در هوا گوشنواز


ناگهان سایه می افتاد بر خیابان
میدویدند  / همه / نفس تنگ / نترسید -- نترسید ...
یادش بخیر
چقدر نزدیک بود آزادی

میبینی ؟

فریاد ها هر روز با خشم و خروش بیشتری گوش دیکتاتور ها را می آزارد




پدر ، با همین حسرت از روزهای 57 می گفت

10 نظرات:

Farnoosh گفت...

salam.neveshte haye jalebi dari.movafagh bashi

Mahtab گفت...

...
و روزی بهنام از روزهای 88 خواهد گفت ..
و پسری یا دختری تکرار خواهد کرد :

یادش بخیر
آن روزهای سبز
که آسمان به سرخی نشست
و ما ایستادیم
و نترسیدیم
و همه با هم بودیم
یادش بخیر
...

" پدر می گفت .. "
...

مهدی گفت...

just Memories glyptic
we will rock
/m\

الهه گفت...

جالب بود همین....

bahar گفت...

نه &انگار ان خیر شری شده است به بلند سالها...

Opipo گفت...

چهار پا خوب ، دو پا بد

چهار پا خوب ، دو پا بد
.
.
.
57 بد 88 خوب

57 بد 88 خوب
.
.
.
88 بد 418 خوب

88 بد 418 خوب

شکوه گفت...

برای کودکم خواهم گفت که برادران و خواهرانم جنگیدند...با افتخار خواهم گفت... و یادش می دهم که نترسد...یادش می دهم که بجنگد...یادش می دهم که این جا برای اوست و برای او خواهد ماند...
بهنام نوشتت خیلی قشنگه.

الهه ناز گفت...

آزادی آزادی آزادی
آن شبها آن شب ها آن شب ها
آن شبهای ظلمت وحشت زا
آن شبهای کابوس
آن شبهای بیداد
آن شبهای ایمان
آن شبهای فریاد
آن شبهای طاقت و بیداری
در کوچه تو را جستیم
بر بام تو را خواندیم
آزادی آزادی آزادی
...
یادت به خیر!

عليرضا ترنج گفت...

بهنام گرامي
درود بر تو باد
هنوز دستهايم پر است از گل و آيينه . هنوز دستيهايم سبز سبز است و پر است از حس سيال باغچه . چشم هايم به خيابان ها مي رود كه در امتداد يك سوء قصد به انتهاي چشمه و خورشيد مي رسد. هنوز چشم هايم به كار امدن و شدن هاي شبانه هااست. هنوز پرم از عاشورا و هنوز پرم از 16 آذر اهورايي و 13 فرشته كه سال 57 را هنوز مي بارند.
آه........ دوست من اگر دستهايت هنوز بوي علف و خدا است به كنار شطي برو و براي برادرانم و براي خواهران هزار گيسويم هزار شمع بي افروز.
من هنوز پرم از 22 ستاره كه در راه است 22 تا بهمن كه رود و عود و چنگ و آواز و ترنم باران است و صداي آبشاران . هنوز پرم از ندا و صدا و پرم از هي هواي خوش و هي ............
ميايي در 22 پرواز پرستو ها با هم سري به چشمه يخورشيد بزنيم و تا خواب خدا سبز بشويم؟

منتظرت هستم كه بباري

جاري از عشق باشي دوست خوبم
از اين كه يادم بودم يادت گرامي و خاطرت پر از ترنم ترانه باد

ع-وریا گفت...

ممنون از حضورت
میترسم یه روز آزاد آزاد باشیم و یادمون بره آزادی یعنی چه(خوشی بزنه زیر دلمون)
میگن قفس هرچی تنگ تر باشه آزادی دلچسب تره)
آزادی قشنگه از دور
ما که ندیدیم!مردم میگن

کیوان براهنگ یه شعر خوشگل داره:
مبهوت سکوت آن حوالی برگشت
با خستگی و شکسته بالی برگشت
از کشتی غم کبوتر آزادی
هر دفعه پرید دست خالی برگشت

بیدار باشی