Search

در حال بارگیری...

Blog Archive

Blog Archive

About Me

عکس من
ب.زهری (ب.تکرار)
هر چه بیشتر فکر می کنم علاقه ام به مرگ بیشتر می شود...
مشاهده نمايه کامل من

دنبال كننده ها

جمعه ۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

شاید هایکو (1)

دیشب در کیسه زباله های  شهر
بدنبال چیز با ارزشی می گشتم

نگاه نامفهومی یافتم

***
پ.ن :  از زبان یک گربه
مکان : میدان جلفا
زمان : تقریبن یکسال و نیم پیش

7 نظرات:

shokouh گفت...

kheili ghashang bud.hamishe haico ke alame digei dare
ama gorbehaye meydune jolfam alami daran bara khodeshuna:D

mohammad گفت...

دلم واست تنگ شده بود ! بازهم باش و بنویس ؛ تو بنویس .

مهدی گفت...

زیبا بود. زیاد از این شاعر نخوندم . . ولی باز هم زیبا بود

مهتاب گفت...

چقدر نامفهوم ِ مفهومی باید بوده باشه که از یک سال و نیم ِ پیش قاب شده توی ذهنش ...

مهتاب گفت...

گربه ی عاشق ِ معصوم ...
پیشت !

مهتاب گفت...

انقدر خوشحال می شم می بینمت ...
انقدر خوشجال می شم عکس کنار صفحه ت هنوز همونه ...
انقدر یاد روزهای تلخ خوبمون زنده می شه ...
.
.
.
به گمانم بشناسم
هایکو ...
شعر واره ی کوچکی که اونقدر ها که فکر می کنیم ساده نیست ...
گاهی به شدت عمیق و دست نیافتنیه ...

شکوه گفت...

تق... تق ...کسی خونه نیس ؟